‏نمایش پست‌ها با برچسب میرحسین موسوی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب میرحسین موسوی. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰/۰۳/۰۷

ما منتظریم تا سحرگه گردد...

ما منتظریم تا سحرگه گردد
          دیوان به در و خلق مسلح گردد
ما می‌دانیم و تیغ و حلقوم شما
          یک مو ز سر موسوی گر کم گردد

۱۳۸۹/۱۱/۱۹

۲۵ بهمن، شما هم بیاین...

فرزین پس از دریافت یک شیشه شیر خشک از سیا و موساد، اقدام به دعوت مردم به راهپیمایی بزرگ ۲۵ بهمن‌ماه نمود. لازم به ذکر است نامبرده در حال ارتکاب جرم تنها ۹ ماه سن داشته است.



۱۳۸۸/۰۵/۲۹

عبارت ahmadinejad را در گوگل جستجو کنید


آفرین به این اسپانسر گوگل!

۱۳۸۸/۰۴/۰۴

شهادت یکی از اعضای جامعه فن آوری اطلاعات مشهد

با سلام و خسته نباشيد.

متاسفانه در درگيري هاي روزهاي اخير يک نفر از اعضاي جامعه فناوري اطلاعات مشهد در تهران (نزدیک پل ستارخان) کشته شد. يکي از اعضاي شرکت *** براثر اصابت گلوله به سرش در دم جان سپرد. يکی از نظاميان که از پر بودن خشاب با تير جنگي اظهار بي اطلاعي کرده به حساب خودش براي ترساندن تير مشقي بالاي سر جمعيت شليک کرده. تفنگ روي رگبار بوده و چندين تير شليک شده که يکي به سر مهندس *** مدير شرکت اصابت کرده است. ايشان تازه بابا شده بودند.

خداوند بيامرزدش و براي بازماندگانش صبر عنايت نمايد.

توضیح: بنا به درخواست منبع خبر، نام شرکت و نام شخص فوت شده حذف شده است. خبر از یک منبع کاملاً موثق نقل شده است.

۱۳۸۸/۰۴/۰۲

فیلترشکن U95b، بسیار سریع و بدون مشکلات قبلی


سلام،
با توجه به مسدود شدن مشکوک استفاده از FreeGate برای کاربران غیر چینی، استفاده از آخرین نسخه فیلترشکن Ultrsurf مجدداً توصیه می شود. توضیح اینکه این نسخه از نرم افزار، اشکالات نسخ قبلی را رفع کرده و بسیار سریعتر از آنها نیز می باشد. برای راهنمایی جهت استفاده از فیلترشکن به این مطلب مراجعه کنید.


۱۳۸۸/۰۴/۰۱

پاسخ به یک ناشناس!

سلام،
دوست عزیزی با مطالعه مطلب «پيش بينی حضرت امير از شرايط امروز ايران» در این وبلاگ، در وبلاگ خود پاسخی تحت عنوان «هر روایتی مفسر عالم می خواهد، اشتباه در تفسیر خیانت به آن هاست» به آن داده بودند و از من خواسته بودند که نظرم را بنویسم.

از بررسی شما که همراه با نکته سنجی و ظرافت بود متشکرم. منتها باید چند نکته را به شما گوشزد کنم که با احساسی که با مطالعه نوشته های شما از نوع تفکرتان پیدا کرده ام، بعید می دانم باعث رنجش خاطر شما دوست ناشناس گردد:
1. مطالب بلاگ مرا ملاحظه کنید. به جرأت می گویم هرگز خبری خلاف واقع، بدون منبع و یا دروغ در آن درج نکرده ام. در مورد این مطلب نیز، بدلیل سابقه ای که از مطالعه نهج البلاغه داشتم آنرا درج نمودم.
2. این مطلب و 95 درصد مطالب وبلاگ من به جانبداری و یا تخریب فرد یا افرادی نبوده و صرفاً جنبه اطلاع رسانی دارد. من ربط دادن این مطلب را به هر یک از جریان های سیاسی به خواننده واگذار کردم.
3. نظر شخصی من (که هرگز قصد انتشار آن را نداشته ام) این است: حکومت ایران، حتی اگر به آن حداقل بیان شده در صدا و سیما استناد کنیم، با توسل به زور و خونریزی تمایل دارد قدرت خود را حفظ کند و این مصداق بخش «مباد كه حكومت‏خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى» می باشد. این جمله را به هیچ وجه نمی توان به گروه یا جریان دیگری مرتبط کرد.
4. به جرأت می گویم که 50 درصد کتابهای مهدویت را مطالعه نموده ام و تا کنون مطلبی در مورد شال سبز دجال نشنیده ام. شما نیز در گناه این شایعه پراکنی شریک نشوید!
5. از نظر من مظلوم کسی است که جهت دفاع از حق خود قدرتی جز توکل به خداوند ندارد.
6. ولایت امام علی را با ولایت آقای خامنه ای مقایسه نکنید. ولایت حضرت علی(ع) از جانب پروردگار و رسولش به وی اعطا شده، ولی ولایت آقای خامنه ای به طور غیرمستقیم با رأی مردم و البته با زیر پا گذاشتن قانون اساسی اعطا گردیده است. (آقای خامنه ای در حالی به رهبری برگزیده شد که هنوز شرط مرجعیت از قانون اساسی حذف نشده و ایشان فاقد این شرط بود.)
7. از تو حرکت، از خدا برکت. انتظار برای ظهور یعنی فراهم کردن زمینه ظهور. توکل به تنهایی کافی نیست.
8. پخش کردن شایعات عملی مذموم است و شما هم می دانید که شایعه پراکنان دوست هیچکداممان نیستند.
9. من دوستی آمریکا را تأیید نمی کنم. در دشمنی وی نیز شکی ندارم. ولی اولاً دشمنی آمریکا با ایران در حد دشمنی انگلیس، فرانسه، آلمان، روسیه، چین و تقریباً همه کشورهای خارجی (حتی لبنان و ونزوئلا) است که به منافع خودشان بیشتر از منافع ما می اندیشند. گرچه به عقیده بسیاری این دشمنی نیست، بلکه وظیفه عادی یک حکومت برای حفظ منافع خود به هر قیمت می باشد. دوماً وقتی با توجه به دستگیری مجروحان در بیمارستان ها، سفارتخانه های کشورهای خارجی درب های خود را به روی مجروحان می گشایند ولی بسیج راههای منتهی به این سفارتخانه ها را می بندد، چه بگوییم؟ آیا سفارتخانه های همین به اصطلاح دشمنان باید از بیمارستان های کشور خودمان امن تر باشد؟
10. اگر انگلیس خبیث است، اگر اروپا دخالت می کند و شر به پا می کند، چرا سفارت آنها را مثل آمریکا تعطیل نمی کنیم؟ چرا در حضور سفیر انگلیس به کشورش توهین می کنیم؟ این چه دیپلماسی است؟
11. کاش منبع را هم نقل می کردید!
ممنون از دقت نظر شما.

در پاسخ آنکه ملت ما را خس و خاشاک خواند!

کرمی که فقط بر کف این خاک خزیده‌ست
البته که غیر از خس و خاشاک ندیده‌ست
ای نخل سرافراز جوان، کرمک مفلوک
بالاتر از این، فکر بلندش نرسیده‌ست
این ملت رزم است که برخاسته هشیار
وان دولت ظلم است که اینگونه خمیده‌ست
این نسل جوان وطنم هست و بنازم
درسی که گرفته‌ست و رهی را که گزیده‌ست
صندوق به دوشی که گذشت از سر بازار
دزدی است کزین حوزه به آن حوزه دویده‌ست
پیغمبر دزدان که نشسته پس پرده
این سرقت بی‌سابقه را نقشه کشیده‌ست
با سارق صندوق بگوئید که افسوس
این بار برای تو کسی رأی نریده‌ست

هادي خرسندي

۱۳۸۸/۰۳/۳۱

پيش بينی حضرت امير از شرايط امروز ايران

بخش اول: پيش بينی حضرت امير از شرايط امروز ايران
از ميان حقوق خداوند بزرگترين حقي را که فرض شمرده است حق زمامدار بر مردم و حق مردم بر والي و حاکم است. اين فريضه اي است که خداوند براي هر يک از زمامداران و مردمان بر ديگري قرار داده است... مردم هرگز اصلاح نمي شود جز با اصلاح شدن زمامداران. و زمامداران اصلاح نمي گردند جز با استقامت مردم [13] پس آنگاه که مردم حق حکومت را اداء کند و حکومت نيز حق رعايا را مراعات نمايد حق در ميانشان قوي و نيرومند خواهد شد... و راه و رسمها درست در مجراي خويش به کار مي افتد بدين ترتيب زمان صالح مي شود به بقاء دولت اميدوار بايد بود و دشمنان مايوس خواهند شد. اما آنگاه که مردم بر والي خويش چيره گردد و يا اگر زمام دار و رهبر بر مردم اجحاف نمايد، بين اين دو اختلاف می افتد... نشانه هاي ستم و جور آشکار خواهد گرديد دستبرد در برنامه هاي ديني بسيار مي شود و جاده هاي وسيع سنن و آداب مذهبي متروک خواهد ماند بر طبق هوی و هوس عمل مي کنند و احکام خداوند تعطيل مي گردد و بيماري هاي [اخلاقي] بسيار خواهد شد [و کسی] از حقوق بزرگي که تعطيل مي شود و باطل هاي عظيمي که رواج مي يابد وحشتي نمي کند. در چنين وضعي نيکان خوار و ذليل گردند و اشرار و بدان عزيز و قدرتمند شوند و مجازات هاي الهي بر بندگان بزرگ مي نمايد.

بخش دوم: نصيحت حضرت امير در شرايط کنونی
در اين هنگام بر شما لازم است که يکديگر را بر اداء اين حقوق نصيحت کنيد و به خوبي در انجام آن همکاري نمائيد... بلي از حقوق واجب خداوند بر بندگان اين است که به اندازه توانايي خود در خيرخواهي و نصيحت بندگانش کوشش کنند و در راه برقراري حق در ميان خود همکاري نمايند [و نيز توجه داشته باشيد] هيچگاه نمي توان کسي را يافت هر چند در مقام و منزلت بزرگ باشد و سابقه دار در دين در انجام حقي که به عهده دارد نياز به کمک نداشته باشد. (قابل توجه کسانی که خود يا برخی را فراتر از نقد و نصيحت می دانند!!!) و همچنين هرگز کسي را نتوان پيدا نمود هر چند مردم او را کوچک شمارند و با چشم حقارت وي را بنگرند که در کمک کردن به حق يا کمک به او در انجام حق از او بي نياز بود.

بخش سوم: انذار و تذکار به برخی زمان داران و رهبران
[ بدانيد] از بدترين حالات زمامداران و رهبران در پيشگاه صالحان اين است که گمان برده شود آنها فريفته تفاخر گشته و کارشان شکل تکبر به خود گرفته...

بخش چهارم: نظر حضرت علی در مورد خون ريزی به ناحق حکومت
... بپرهيز از خون ها و خونريزي هاى بناحق. زيرا هيچ چيز، بيش از خونريزى بناحق، موجب كيفر خداوند نشود و بازخواستش را سبب نگردد و نعمتش را به زوال نكشد و رشته عمر را نبرد. خداوند سبحان، چون در روز حساب به داورى در ميان مردم‏پردازد، نخستين داورى او درباره خون هايى است كه مردم از يكديگر ريخته‏اند. پس ‏مباد كه حكومت‏خود را با ريختن خون حرام تقويت كنى، (قابل توجه کسانی که استحکام حکومت را به هر وسيله ای خواهانند) زيرا ريختن چنان خونى‏نه تنها حكومت را ناتوان و سست‏ سازد، بلكه آن را از ميان برمى‏دارد يا به ديگران‏مى‏سپارد...»

بخش پنجم: خبر خوب حضرت امير برای ستم ديدگان
... و آن که بر بندگان خدا ستم کند خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود، و آن کسی را که خدا دشمن گیرد دلیلی از وی نپذیرد و او با خدا سر جنگ دارد، تا آنگاه که باز گردد و توبه کند، و هیچ چیز چون ستم کردن، نعمت دادن خدا را دگرگون نمی کند، و کیفر او را نزدیک می آورد، که خدا شنوای دعای ستم دیدگان است و در کمین ستمکاران!

مرجع: بخش های اول تا سوم، خطبه 216

آيت الله خامنه ای از خيابان های مشهد تا خلافت اسلامی تهران

نوشته: سعید علم الهدی - منبع: گویا نیوز
با سخنرانی امروز آيت الله خامنه ای در نماز جمعه تهران و تهديد مردم به کشتار و اشوب های خيابانی که توسط نيروهای جان بر کف ولايت صورت خواهد گرفت، صورت مساله کاملا روشن شده است. صورت مساله ای که تحليل گران تاکنون آن را در لفافه، کمی پيچيده و غامض وتنها برای فهميدن قشر خاصی مطرح می کردند. آنها با عبارت هايی چون حکومت سلطانی و حکومت اسلامی به جای جمهوری اسلامی سعی در نشان دادن هدفی که برخی ها دارند، داشتند.
اين تحليل گران حتی تلاش می کردند بدون اشاره مستقيم، کسانی چون مصباح يزدی را در نوک حمله انتقادات خود به عنوان تئوريسين حکومت اسلامی نشان دهند. آنها در يکی دوسال اخير احمدی نژاد را هم سمبل حرکت به سمت يک حکومت استبدادی معرفی کرده و اين روزها او را ديکتاتور می نامند. با اين همه به نظر می رسد که هنوز درک درستی از انچه که اتفاق افتاده وجود ندارد و تحليل هايی به مردم ارائه می شود که ناشی از همان درک نادرست از وضعيتی است که امروز ما با آن مواجه هستيم.
ساختار قانون اساسی جمهوری اسلامی در آن واحد هم گرايش به استبداد، ديکتاتوری و حکومت فردی دارد و هم گرايش به جمهوريت. از همين رو هر زمان که نهادهای برآمده از رای مستقيم مردم، چون شوراها، مجلس و رياست جمهوری ضعيف بوده و در مقابل رهبری با آن همه اختيارات قانونی و فراقانونی، دست پائين را داشته اند، حرکت عمومی فضای سياسی ايران به سمت ايجاد حکومت استبدادی، ديکتاتوری،حکومت سلطانی و يا حکومت اسلامی بوده است. در مقابل هر گاه اين نهادها از مشروعيت بالايی بواسطه رای مردم برخوردار بوده و کسانی در آنها مستقر شده اند که دارای تفکر، انديشه و ريشه های اجتماعی قوی در مقايسه با موقعيت رهبری بوده اند، گرايش به سوی اجرای اصول قانون اساسی، افزايش آزادی های مدنی و در نهايت جمهوريت بوده است.
نمونه های هر دوی اين وضعيت را در ۲۰ سال اخير به خوبی می توان مشاهده کرد. دور اول رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی و تقريبا دو دوره خاتمی مواردی است که با تشکيل نهادهای مدنی، گسترش بخش خصوصی، اجرای اصل شوراهای قانون اساسی که حاکميت حاضر به قبول آن نبود و افزايش آزادی های مدنی و مطبوعاتی، عملا گرايش به سمت جمهوريت نظام تقويت شد.
در مقابل دوره دوم هاشمی رفسنجانی، يکی دوسال آخر دوره دوم خاتمی و چهار سال اخيری که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور بود، حرکت به سوی ايجاد حکومت استبدادی و گرايش های فردی و اقتدارگرايانه تقويت شد. اين گرايش در دولت احمدی نژاد و با استفاده از تمام امکانات مادی و معنوی کشور سرعت و شتاب بيشتری گرفت.

آيت الله خامنه ای از مشهد تا تهران
علی خامنه ای علاقه ويژه ای داشت که خود را به تندروهای اسلامی و روشنفکران اسلامی نزديک کند. هر زمان که از مشهد به تهران می آمد يکراست به خانه دکتر حبيب الله پيمان در شمال تهران و در خيابان ظفر می رفت. از حشر و نشر با آنها لذت می برد. دکتر شريعتی هم يکی ديگر از دلمشغولی های خامنه ای جوان بود.
او در مشهد ارتباط های خود را با انقلابيون و اسلامی ها گسترش داد. وقتی چريک های مجاهدين خلق از او می خواستند که او امام جماعت نماز آنها باشد،علی خامنه ای خود را لايق اين کار نمی دانست و می گفت : من بايد پشت سر شما نماز بخوانم.
سبک پوشش خود را به روحانيون انقلابی و روشنفکر آن سال ها تغيير داد. همانند بهشتی، موسی صدر و خاتمی لباس می پوشيد و به ادبيات علاقمند شد. او پس از انقلاب به عنوان نماينده واعظ طبسی برخی مواقع در جلسات شورای انقلاب شرکت می کرد. هاشمی رفسنجانی اگر چه او را از پيش از انقلاب می شناخت، اما در همين جلسات بود که او را مستعد تشخيص داد و برای هميشه او را به تهران آورد.
در زمانی که آيت الله خمينی در سال های ابتدايی انقلاب از ولايت فقيه صحبت می کرد، خامنه ای يکی از منتقدين آن بود. در يکی از نماز جمعه هايی که امامت آن را بر عهده داشت به نقد روش ولايت فقيه پرداخت که مورد خشم ايت الله خمينی قرار گرفت.
شنيده شد يکی از دلايل مخالفت امام خمينی با رهبری علی خامنه ای، روحيه اشرافی گری است که در او به شدت وجود دارد. روحيه که در تمام ۲۰ سال گذشته اطرافيانش را بابت آن، مورد حمله قرار داده است.

خامنه ای در رهبری
بررسی ها و برآوردهای گرايشی که خواهان حکومت فردی، موروثی و استبدادی است، اين بود که در انتخابات دهم رياست جمهوری با حداقل دست کاری ها در آرا، احمدی نژاد به عنوان رئيس جمهور برگزيده خواهد شد و در اين دوره چهار ساله، پروسه تبديل جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی، سلطانی، استبدادی و موروثی را تکميل خواهند کرد. آنها هرگز تصور نمی کردند که مير حسين موسوی با اين اقبال عمومی مواجه شود. از همين رو تمام تلاش خود را معطوف به حذف خاتمی و جلوگيری از آمدن او و ماشين رای گيری اش کردند.
آيت الله خامنه ای طراح اين پروژه ۲۰ ساله است. او از همان روز ی که پس از فوت آيت الله خمينی به عنوان رهبر جديد جمهوری اسلامی سوگند خورد اين نقشه را در سر پروراند. تئوريسين آن تز را هم کشف کرد و او را مطهری دوم خواند. ايت الله مصباح يزدی. او در دوره رهبری امام خمينی به شدت در حاشيه قرار داشت و حتی رهبر انقلاب از اعضای دفترش خواسته بود که او را هرگز به حضورش نياورند.
آيت الله خامنه ای غير از تئوريسن حکومت موروثی اسلامی مد نظر خود، به ابزارهای ديگری چون قدرت سياسی، اقتصادی، نظامی و امنيتی هم نياز داشت. در حالی که هاشمی رفسنجانی تلاش داشت که نقش ماهاتير محمد مالزی را در ايرن بازی کند و خود را به عنوان پدر ايران نوين به همه معرفی کند، آيت الله خامنه ای ابزارهای ديگر مورد نياز خود را فراهم می کرد. نسل جديدی از روحانيون را به گرد خود جمع کرد. مصباح يزدی تئوريسين تز حکومت اسلامی را در جايگاهی قرار داد که همه درهای سياسی، اقتصادی، امنيتی و نظامی کشور برايش باز بود. تعدادی از روحانيون سنتی سالهای مبارزه و تبعيد را به حاشيه راند، برخی ها را گرفتار "چرب و شيرين دنيا " آنطور که خودش می گويد کرد و نزديکان به گرايش و تفکر ايت الله خمينی را از سد راه بر داشت.
حالا تنها کسی که در مقابلش قرار داشت هاشمی رفسنجانی بود. رفسنجانی پيش از انقلاب از موقعيت مالی بسيار خوبی برخوردار بود و در تمام سال های قبل و بعد از انقلاب موقعيت سياسی و اجتماعی خوبی، همطراز با موقعيت مالی اش برای خود ايجاد کرده بود. موقعيتی که ايت الله خامنه ای اشکارا خود را پست تر از آن می دانست و نمی توانست آن را تحمل کند.
در سپاه، بسيج و گروه هايی از دانشجويان، خط فکری تخريب هاشمی را کليد زد. افکار عمومی ناراضی از وضعيت اقتصادی و سياسی کشور نيز با اين موج همراه شدند. آنها دست هاشمی را در همه جا می ديدند. سياست خارجی، داخلی، فضای امنيتی و نظامی، ترورهای کور در داخل و خارج و درمعاملات کلان اقتصادی. از همين نقطه هم شروع به تخريب هاشمی کردند.
ماه ها قبل از شروع دوره دوم رياست جمهوری هاشمی، به نظر می رسيد همه چيز برای کنار گذاشتن رقيب قدرتمند فراهم است. احمد توکلی از انگليس فراخوانده شد تا با او در انتخابات رقابت کند. قرار بود احمد توکلی نقشی که احمدی نژاد اين روزها دارد، ايفا کند. تخريب همه جانبه هاشمی هم اغاز شد. اما پيروزی هاشمی همه برنامه ها را به تعويق انداخت.
اخلال در برنامه های اقتصادی هاشمی، با شروع برنامه پنج ساله دوم آغاز شد و مديران اقتصادی و سياسی اطراف او را به بهانه های مختلف به حاشيه راندند و نيروهای وابسته به رهبری جای آنها را گرفتند.
هاشمی که با همراهی علی خامنه ای بخش بزرگی از ياران انقلاب را از خود رنجيده بود، شروع به بازسازی وجهه خود در ميان آنها کرد و نتيجه کار، تلاش و حمايتش از آنها به پيروزی خاتمی در دوم خرداد ۱۳۷۶ منجر شد. پيروزی بزرگی که تمام برنامه ها و اهداف رهبر انقلاب را برای ۸ سال به تعويق انداخت.
حالا غير از هاشمی دشمن ديگری هم ظهور کرده بود که برخلاف هاشمی به صورت علنی با برداشت های نادرست از اسلام و حکومت اسلامی مخالفت می کرد و رفته رفته خطرش از هاشمی هم بزرگتر می شد.
با اقدامات امنيتی و نظامی گسترده ای جريان دوم خرداد ظاهرا خاموش شد و هاشمی رفسنجانی هم که به شدت مورد انتقاد اصلاح طلبان بود، به گفته يکی از نزديکانش همانند زير دريايی به زير آب رفته بود. همه چيز برای کليد خوردن حکومت موروثی اسلامی آيت الله علی خامنه ای فراهم شده بود.
تجربه ۱۶ سال کار کردن با هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی به او نشان داده بود که برای پيشبرد برنامه خود به افرادی بدون شناسنامه، فاقد اعتبار و تا حد ممکن فاسد از نظر اخلاقی و مالی نياز دارد. کسانی که هرگز نتوانند برای او و هدفش مانعی هر چند کوچک باشند و برای کنار زدن شان حتی نيازی به لگد کردن آنها داشته باشد. اين فرد را از سال ها پيش پرورش داده بود. به کمک شورای شهر دوم شهردار تهران شده بود و اينک لازم بود تا گام آخر برای خلافت اسلامی را با محمود احمدی نژاد بر دارد.
نگاهی به نزديکترين ياران و افراد آيت الله خامنه ای نشان می دهد که او در تمام اين سال ها فاسدترين نيروهای موجود در جمهوری اسلامی را در اطراف خود گرد آورده است. نيروهايی که برای برخورداری مالی و موقعيت سياسی و اجتماعی اجاره ای خود، تن به هر کاری می دهند و در زير چتر ولايت مطلقه فقيه حتی راه را بر ديگرانی چون خود فاسد، بسته اند.
احمدی نژاد بهترين فرصت را در اختيار رهبری انقلاب قرار داد که بی محابا به هاشمی و تفکر او، خاتمی و يار تش و نهادهای مدنی و اجتماعی شکل گرفته در سال های اصلاحات حمله کند. کاری که عواقبش بر عهده احمدی نژاد می بود و اگر لازم می شد او را قربانی می کرد. حمله به دانشجويان، زنان، روزنامه نگاران و وکلا، تنها بخش کوچکی از کاری بود که احمدی نژاد بايد انجام می داد. هاشمی و خاتمی در اولويت نخست قرار داشتند.
مادامی که احمدی نژاد در اين محدوده به کار خود ادامه می داد هر کاری که او و يارانش انجام می دادند مورد تائيد و حمايت ايت الله خامنه ای بود. خلاف های گسترده مالی اش در شهرداری و استانداری اردبيل ناديده گرفته شد و به او اجازه دادند که آنها را در دولت هم ادامه دهد. احمدی نژاد کاتاليزور تبديل جمهوری اسلامی به حکومت موروثی اسلامی است و بايد از همه نظر پشتيبانی می شد.
حالا در دور دوم رياست جمهوری احمدی نژاد اين پروژه با يک مانع بزرگ روبرو شده است. مير حسين موسوی و شيخ مهدی کروبی. هاشمی هم پس از بازسازی خود در ميان افکار عمومی و سياسيون، همانند زير دريايی به سطح آمده است و همچنان يک خطر بزرگ و تهديد کننده است. خامنه ای دوباره احمدی نژاد را با تمام قوا برای تخريب هاشمی، روانه ميدان مناظره های تلويزيونی کرد. و حالا بازی مرگ و زندگی برای همه طرف های درگير آغاز شده است. بازی ايی که سال ها در خفا ادامه داشت.
وقت تنگ است. بيماری و کهولت سن ديگر به آيت الله خامنه ای اجازه نمی دهد ريسک کند و چهار سال ديگر را با اما و اگرهای بسيار سپری کند. ضمن اين که ديگر پروژه او به اندازه کافی نخ نما شده و ديگر نمی تواند آن را مخفی کند. به همين دليل تمام قد وارد صحنه شده و تمام اعتبار و حثيت خود را در دفاع از احمدی نژاد نشان داده است. ظاهر احمدی نژاد است و باطن حکومتی که بايد برای فرزند ارشدش، مجتبی که در عين حال داماد حداد عادل هم هست، به ارث بگذارد.

۱۳۸۸/۰۳/۲۶

فیلترشکن قوی و فوق العاده سریع


سلام.
فیلترشکن FreeGate که توسط رادیو فردا ارائه شده است را در آدرس زیر قرار داده ام. با توجه به فیلتر شدن بسیاری از سایتهای خبرگزاری و حامیان مهندس میرحسین موسوی و همچنین کند شدن سرعت اینترنت به دستور دولت و نظر به اینکه اتصال به اینترنت با استفاده از این فیلترشکن از اتصال مستقیم هم سریعتر است (!) استفاده از آن را به همه توصیه می کنم.
با اجرای نرم افزار اینترنت اکسپلورر به صورت خودکار تنظیم می شود و برای استفاده از آن در فایرفاکس باید پراکسی را به آدرس 127.0.0.1 پورت 8580 تنظیم نمایید. جهت راهنمایی بیشتر جهت تنظیم فایرفاکس به این پست مراجعه نموده و بجای پورت 9666 از پورت 8580 استفاده نمایید.

۱۳۸۸/۰۳/۲۵

روش جدید داون کردن سایتها

با سلام
این روش ویژه دارندگان سایت است که با اعمال ترافیک بسیار جزئی بر روی سرورشان باعث اختلال در عملکرد سایت های مورد نظر خواهد شد. برای استفاده از این روش کافیست یک سایت با قابلیت پشتیبانی از php با حداقل امکانات داشته باشید. ضمناً طبق بررسی های به عمل آمده مشخص شده است که سایت فارس نیوز در صفحه اصلی خود اقدام به حمله به سایت هایی چون قلم نیوز و بالاترین می کند. لذا از روش های قبلی پایین آوردن سایت ها استفاده نکنید که به صورت غیر مستقیم باعث پایین آمدن سایت های خودمان خواهد شد.
  1. فایل را از آدرس: http://www.gheysari.com/dos.zip داون لود نمایید.
  2. فایل زیپ شده شامل یک فایل php است، آنرا در کامپیوتر خود باز نموده و محتوای متغییر own$ که برابر gheysari.com می باشد را به نام دامنه خود تغییر دهید.
  3. فایل php را درسایت خود قرار دهید.
  4. با استفاده از آدرس gheysari.com/dos.php (بخش gheysari.com را با نامه دامنه خود عوض کنید) فقط یکبار فایل را فراخوانی کنید.
  5. درصورتیکه پس از اجرا خطای تجاوز از حداکثر زمان اجرای مجاز دریافت می کنید: اگر به تنظیمات سرور دسترسی دارید، maximum_execution_time را برای php خود روی ماکزیمم ممکن تنظیم کنید. اگر دسترسی به تنظیمات ندارید کافیست تعدادی از خطوط مربوط به تعریف آرایه sites را پاک کنید تا تعداد کمتری از سایتها فراخوانی شوند.
  6. اگر در حین اجرای برنامه Warning دریافت نمودید به دلیل داون بودن برخی از سایت ها می باشد و موضوع مهمی نیست.
  7. کار تمام است. اکنون می توانید پنجره خود را بسته و به کارهای دیگر مشغول شوید. سرور شما ترافیک زیادی را به سایت های مورد نظر اعمال خواهد نمود و باعث داون شدن آنها خواهد شد.

متشکرم، به امید پیروزی.

۱۳۸۸/۰۳/۲۱

احمدی نگو، بلا بگو!

سلام
امروز در روز آنلاین بودم و جدیدترین نوشته ابراهیم نبوی را خواندم. در این نوشته شعر جالبی از یک شاعر ناشناس نقل شده بود که بسیار زیبا و همراه با نکته سنجی بود. حیفم آمد آنرا برای کسانی که نمی توانند از فیلتر شدن این سایت عبور کنند نقل نکنم.

احمدی نگو، بلا بگو!
توي ده ارادون احمدي زار و گريون
احمدي نگو بلا بگو دشمن جون ما بگو
اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه
نه محسن و نه كروبي، نه ميرحسين موسوي
هيچكی باهاش رفيق نبود
با اين همه سرمايه گند زده بود از پايه

موسوي گفت:
ـ احمدي مي آي قاطي آدما؟
ـ نه نمي‌يام، نه نمي‌يام
ـ‌ خودتو مي‌خواي اصلاح كني؟
ـ نه نمي‌خوام، نه نمي‌خوام
كروبي گفت:
ـ مي‌خواي يه كم تغيير كني؟
ـ نه نمي‌خوام، نه نمي‌خوام
رضايي گفت:
ـ‌ اخلاقتو خوب مي‌كني؟
ـ نه نه نه، نمي‌كنم!

مردم سبز نازنين مشت در هوا پا بر زمين
دنبال حرف كدخدا ريخته بودن تو كوچه‌ها

ـ ملت چرا رژه مي‌ري؟
ـ دارم مي‌رم كه راي بدم، ديرم شده، عجله دارم
ـ ملت خوب و نازنين مشت در هوا پا بر زمين
سهام مي‌دم عدالت به عمه و به خاله‌ت
چك پول مي‌دم هوارتا به هركدوم هزار تا
يه كمي به من راي مي‌دي؟
ـ نه كه نمي‌دم، نه كه نمي‌دم
ـ چرا نمي‌دي؟
ـ‌ واسه اين كه من تميزم پيش همه عزيزم
راي مي‌دم به موسوي منتخب انس و پري
اما تو چي؟ الهي كه ور بپري
دروغ مي‌گي، رنگ مي‌كني
هركي كه حرف حق بگه، مي‌پري و جنگ مي‌كني
اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه

در وا شد و شيخ ما اومد و شد كانديدا
غرغر زنون، گردش كنون اومد و اومد پيش احمدي
ـ آقا كروبي، كه خوبي به نفع من كنار مي‌ري؟
غلومي اومد:
ـ‌ قوقولي قوقو، قوقولي قوقو برو خونه‌تون، بچه‌ي پررو
اين شيخ ريزه ميزه ببين چه‌قدر تميزه
اومده از لرستون حسابي تيز تيزه
اما تو چي؟
از دست تو خوار شديم بي‌پول و بي‌كار شديم
از بس كه گولمون زدي مفلس و بيمار شديم
اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه

احمدي با چشم گريون اومد توی تلويزيون
گريه مي‌كرد زار مي‌زد حرف از پول و كار مي‌زد
ـ ما اون بوديم اين شديم سوار بر زين شديم
رو صندلي نشستيم شاخ غولو شكستيم
قد رشيدم ببينيد روي سپيدم ببينيد
خوش‌بو مثال ريحونم پررو مثال فرعونم
وقاحتم طبق طبق سگا به دورم وق و وق

ـ آقا محسنم، آقاي خودم تو مي آي با من آشتي كني؟
ـ‌ نه كه نمي‌يام
ـ‌ چرا نمي‌ياي؟
ـ‌ من و اكبر و بزرگون جلسه داريم فراوون
نخبه‌ها رو جمع مي‌كنيم بالا مي‌ريم، پايين مي‌يايم، ضرب مي‌كنيم، كم مي‌كنيم
حرف حسابو مي‌شنويم پرده‌ي ننگو مي‌دريم
اما تو چي؟
دروغ مي‌گي، انگ مي‌زني
حرف درست نمي‌زني، همه‌ش دم از جنگ مي‌زني
اخلاق بد، روي سياه، زبون دراز، واه واه واه

احمدي اومد پيش ثمره ـ بيرونو ببين كه چه خبره!
سبز شده خيابونا سفيد شده بيابونا
زنجيرو پاره كردن منو بي‌چاره كردن
فك و فاميلو خبر كنين فكري به حال من كنين
هرچي دروغ بود گفتم یه حرف راست نگفتم
السون و ولسون به من كمك برسون

بله بچه‌های نازنین!
عاقبت دروغ گويي همينه الهی که احمدي خير نبينه
نه الهام و نه ثمره، نه بذر پاش نيومدن هيچ یکی شون به همراش
مردم دروغاشو دونسته بودن از اين همه نيرنگ، خسته بودن
با دل‌هايي پر از خون سبز و سفيد و قرمز
حلقه زدن دور اون
سبز اومد، تار شد سفيد اومد، پود شد
ميون خون قرمز دلاشون احمدي كله‌پا شد و دود شد

بالا رفتيم دوغ بود، پايين اومديم ماست بود
قصه‌ي ما از اولش تا آخرش راست بود

۱۳۸۸/۰۳/۲۰

شاخ سبز، حمایت بنیاد FreeBSD از میرحسین!

با سلام
طبق آخرین اخبار واصله جمعی از کارمندان شریف و متدین بنیاد FreeBSD که در راه رضای خدا به ارائه سیستم عامل رایگان مشغول است حمایت قاطع خود را از کاندیداتوری میرحسین موسوی اعلام نمودند. تصویر زیر نمایانگر اوج حمایت این افراد می باشد.

۱۳۸۸/۰۳/۱۹

سخنان یک رئیس با کارمندانش

با سلام خدمت همکاران گرامي
با توجه به وضعيت فعلي به وجود آمده برخود واجب مي دانم شما را به شرکت در انتخابات و هوشياري و تفکر سياسي و عقلي در اين موضوع دعوت نمايم. به شما يادآور مي شوم که ما جزء اقليت سه درصدي جامعه هستيم که روحيه تحليلگري و تفکر داريم و از آنجا که بر کسي که مي داند و مي فهمد بر اساس شرع و دين اسلام فرض است که ديگران را آگاه سازد، پس بر همه ما واجب است از توان خود در اين راستا استفاده نماييم تا فردا ديني بر گردنمان سنگيني نکند. از ما انتظار مي رود عاقلانه و با متانت باشيم و از تصميمات احساسي پرهيز کنيم ، گول نخوريم و در هيچ شرايطي حتي تا پاي صندوق راي، جو زده نشويم. ديگران را به آرامش و تفکر فرا خوانيم و مسايلي را که درک نمي کنند به زبان ساده تشريح کنيم. همانطور که مطلع هستيد متاسفانه در جريان مناظرات و فيلمهاي تبليغي انتخاباتي کانديداها جو به سمت انتخاب شخص، کشيده شده است نه انتخاب يک دولت و طرح و برنامه هايش. البته چنانچه داشتن صفت اخلاقي بدي براي شخصي اثبات شود و آن صفت به گناهان کبيره منجر شود و از سويي عادت هم شده باشد نبايد آن را ناديده گرفت. ولي اين فاجعه است که ما بحث کنيم فلاني خوب است و فلاني بد است. اينها هيچکدامشان پيغمبرزاده نيستند، معصوم هم نيستند. هرکدامشان نقطه ضعفهايي دارند. اگر لازم باشد با اطلاعاتي که خودشان داده اند لااقل براي اينجانب محکوم کردن تحليلي هرکدامشان بسيار ساده است. راي هر شخصي براي خودش محفوظ است، اما با تفکر در مورد مسايل ذيل تحليل کنيد و انتخاب مناسبي انجام دهيد. ديگران را توجيه کنيد و فرصت باقيمانده را مغتنم بشماريد.
1- اقتصاد: عموما جوي که براي اقتصاد از سوي دولت فعلي ترسيم مي شود، مايل به اقتصادي (دولتي) شبه کومونيستي است. ممکن است اجراي اصل 44 قانون اساسي را با حرف من مغاير بدانيد اما گرچه متن خود اين اصل هوشيارانه تنظيم شده است اما فرآيند انتخاب شده براي اجراي همين اصل بسيار دچار مشکل است و منظور من سياست کلان حمايت از بخش خصوصي و ايجاد مسيرهايي براي حاکم شدن مديريت رقابتي است که به هيچ شکلي در شرايط فعلي به چشم نمي خورد. در جايي همين بحث را من مطرح کردم گفتند تو از سرمايه دارها دفاع مي کني. اما ببخشيد بدون پول و سرمايه و تعقل توام سياسي و اقتصادي نمي توان مملکت را ساخت. براي ساختن به همين سرمايه دارها و نبخه گان اقتصادي نياز داريم. اين در حالي است که امام علي (ع) در الگوهاي اقتصاد اسلامي، جمع آوري سرمايه را از راه حلال تا هر اندازه يي مجاز دانسته است و بازرگانان و تجار و سرمايه داران را رکن اقتصادي حکومت دانسته است. در مطالعه همان دوره کوتاه خلافت ايشان به عنوان يک حکومت به تمام معنا اسلامي، اين مسايل را مي بينيد. اينکه چند سرمايه دار ممکن است نخاله باشند طبيعي است. آدم هاي با ناهنجاري هاي اجتماعي و اخلاقي هم در آن قشر و هم در قشر ضعيف وجود دارند و بهتر است ما هر دو را باهم ببينيم. آيا آنان که دم از انتقال ثروت مي زنند آنقدر از نظام نظارتي و کنترلي خود در برنامه هاي دولتشان مطمئن هستند که پس از اين تغييرات که بسياري ملت بي زبان در اين بين له خواهند شد، در ميان آن تازه به دوران رسيده ها آدم نخاله، رانت باز و ناهنجار حضور نداشته باشد؟ من محکم مي گويم خير چرا که مصاديق آن در دوره هاي گذشته بسيار است. از طرفي اختلاف طبقاتي لازمه ايجاد رقابت است. اين مسئله با مباني اقتصاد اسلامي هيچ مغايرتي ندارد. اين يک شعار تبليغاتي است که چون پولدارها دور فلاني جمع شده اند بد است و چون ضعفا دور فلاني جمع شده اند خوب است. خوب آن است که فرد، توان مديريتي در ايجاد قوانين نظارتي و کنترلي داشته باشد تا همين سرمايه دارها دست از پا خطا نکنند، سهم دولت و ملت را بدهند و از کنار آن براي بقيه امکان معاش فراهم شود. توان و برش مذهبي داشته باشد تا بتواند اصول اقتصاد اسلامي بر پايه خمس و زکات را نهادينه و اجرايي کند. آن وقت ببينيد آيا با وجود بزرگترين سرمايه داران در اين مملکت باز هم آيا بيکار خواهيم داشت؟ آيا گرسنه خواهيم داشت؟ هميشه گفته اند تيغ سياست تيزترين و برنده ترين است. مديري انتخاب کنيم که از کفايت توام سياسي و اقتصادي و تعقل مذهبي لازم برخوردار باشد.
2- حمايت از قشر آسيب پذير: بحث دوم نگاه به وضعيت قشر حداکثري (پايين هرم اقتصادي) و يا به عبارتي قشر ضعيف از لحاظ توان اقتصادي است. در نوع برخورد آقايان خوب فکر کنيد. در ظاهر شايد اين بسيار خوب است که در يک روستاي دور افتاده دولت برود مواد خام غذايي و پول توزيع کند. اگر محرومي از درد خود بنويسد براي او مستقيم در پاکت پول ارسال شود. و اين همه نامه از دردمندان جمع آوري شود که خود يک نوآوري است. من واقعا به آقاي احمدي نژاد مرحبا مي گويم که گوش دولت را به گوشي براي شنيدن اين دردها تبديل کرد ولي با چشم باز آن روي سکه را هم نگاه کنيد. چرا مي گويم عجولانه و با بي کفايتي سياسي منابع در مسير بدي هزينه شده است چون خودم رفته ام و ديده ام. روستايي که در دور افتاده ترين مناطق و نزديک به مرز با هزار نفر جمعيت هنوز بعد از ساليان متمادي تا قبل از اين دولت از همان امکانات اوليه ايي که برادران جهادگر ما با جان و دل برايشان در چند سال اول انقلاب و با روحيه انقلابي در راستاي اهداف امام راحل فراهم کرده بودند زندگي ميکردند و حتي جوانان براي نان شبشان با طبيعت خشک شرق خراسان مي جنگيدند، با اين دوستي هاي خاله خرسه، امروز همه خانه نشين شده اند، از دولت جيره مي گيرند و در خانه وقت تلف مي کنند. مطابق سخنان امام علي (ع) کار براي مرد مهمترين چيز است. امروز در اين روستا ديش ماهواره هم مي بينيد. جالب است نه؟. آمار معتادين اين روستا در همين بازه چند برابر شده است. به جوانان مي گوييد کار کنند، مي گويند خدا، دولت را خيرش دهد که چنين زندگي راحتي براي ما فراهم کرده است. آيا اين همان چيزي است که من و شما براي ايراني آباد و بالنده مي خواهيم. اگر روزي اين جيره قطع شود، ما همان پر ناچيز پرواز را از آنان گرفته ايم و از بين خواهند رفت. من به عنوان نمونه در يکي از شهرستان ها با ده نفر از کساني که مشکل مالي خود را با نامه به رئیس جمهور نوشته بودند، صحبت کرده ام. از آنها 9 نفر در پاسخ از پنجاه تا پانصد هزار تومان پول نقد دريافت کرده اند. اگر دولت پول دارد، بنشيند سياست گزاري کند و بجاي اينکه اين گونه عمل کند مشکلات را که چرا اينگونه شده است ريشه يابي و حل کند. همه جاي دنيا اين برخورد را نامناسب مي دانند. حتي سازمان بهزيستي هم توصيه ميکند به متکديان خياباني کمک مستقيم نکنيد، اگر دلتان مي سوزد به اين سازمان بدهيد تا با برنامه ريزي براي آينده آنان خرج شود، ولي دريغ که دولتها در همين حد هم رعايت نکرده اند. البته اين راهم متذکر مي شوم که در ميان کنديداها بايد تحليل کنيد و به سابقه ايشان بنگريد تا پاسخ مناسبي براي اين مشکل بيابيد. اين موضوع هم گوش شنوا مي خواهد و هم مدير با کفايت و ثبات سياسي و عقلي.
3- شيوه عملکرد: نحوه صرف وقت توسط رئيس يک مملکت بسيار مهم است. براي روشن شدن موضوع دو مثال مي زنم، تحليل و برداشت با شما.
الف - يکي از اساتيد تعريف مي کرد براي تکميل يکي از دوره هاي مديريتي در زمان تحصيل قرار شد چند تا از ميران موفق دنيا را ملاقات کنيم. عجيب ترين و موفق ترين مدير را که ديده بود مدير مجموعه ماتسوشيتا بود. اين مجموعه صاحب چند برند معروف جهاني از جمله پاناسونيک است. اين استاد مي گويد زماني که وارد اتاقش شديم با چيزي مواجه شدم که تصورش هم برايم غير ممکن بود. اتاقي بزرگ که يک ضلع آن رو به باغي با طراوت و شاداب ديواري شيشه ي داشت و يک ميز و صندلي. روي ميز يک گوشي تلفن ساده و مقداري کاغذ و يک رايانه روميزي بود و ديگر هيچ، بقيه اتاق براي قدم زدن خالي بود. اصلا اين مدير و اتاقش با همه آنهايي که ديده بودم متفاوت بود. ملاقات بسيار کوتاه بود و بخشي از صحبتهايش براي هميشه در ذهنم ماند. او گفت هنر من اين است که قبل از همه کارکنانم مي ايم و بعد از همه مي روم، اينجا مي نشينم و در آرامشي وصف ناپذير براي موفقيت، پيروزي و ارتقاي جامعه يي که آن را بنا کردم در سطح دنيا فکر ميکنم، سياست گذاري مي کنم و مديراني دارم که آنها را هم همينگونه ساخته ام و مطمئن هستم سياست هاي من را درست اجرا مي کنند. نياز به سرکشي آنها ندارم. قوانين و مقررات ما بسيار شفاف است. صداقت و اعتماد در اين جامعه موج مي زند. اين است که چند دهه توانسته ام اين جامعه را در اوج نگه دارم. (ارزش تفکر و سياست)
ب – در يکي از کشورهايي آسيايي که زماني (حدود 15 سال قبل) مهد تجارت و توليد مواد مخدر، پول شويي، سکس و محل فعاليت مافياي قاچاق بين المللي بود و زنان و دختران آن به مقصد غير اخلاقي به ساير کشورها قاچاق مي شدند. مدير اول آن مترسکي بيش نبود. مردم عامه آن در فقر و بدبختي اسف باري زندي مي کردند. در یکي از تغييرات شخصي آمد و مدير اين مملکت شد که در اولين حرکتش سرکرده يکي از بزرگترين باندهاي قاچاق آن کشور را آورد و دستور داد در حضور وي گردنش را زدند، سپس در همان جلسه سخنراني کرد. گفت: اين کار را کردم که زهر چشمي از شما مفسدين بگيرم، اما همين جا به شما اعلام مي کنم اگر تا کنون از قوانين دولت فرار مي کرده ايد، اگر در خفا قاچاق مي کرده ايد ديگر لازم نيست بترسيد و پنهان کاي کنيد، تمام قوانين را براي حمايت دولت از شما که عموما باهوش و با سياست هستيد موقتا تغيير مي دهم. نگران نباشيد و به فعاليت هاي اقتصادي خود بيفزايد. اين مملکت ماست براي ساختن آن به ارز و پول نياز داريم. فقط سهم دولت را براساس قوانيني که ميگذارم درست بدهيد. اين مردم خانواده شما هستند، دست در دست من بگذاريد تا آنها را از بدبختي نجات دهيم. با همان سياست ها کم کم همان قاچاقچيان سر راه آمدند. بسياري از آن نا هنجاري ها برداشته شد و خيلي از کارها مسير قانوني خود را پيدا کرد. امروز اگر روزنامه ها را نگاه کنيد ملت عزيز کشورمان پولهايشان را جمع مي کنند که در قالب تور تفريحي به اين کشور بروند و من و شما هم خصوصا در حوزه لباس و قطعات الکترونيکي و تا حدودي اساب بازي شده ايم مصرف کننده کالاهاي همين کشور. براي ما که نتوانسته ايم شکر گذار (استفده کننده درست) نعمتهاي فراواني که به صورت طبيعي خداوند متعال به ما ارزاني داشته است باشيم بسيار متاسفم و هرآنچه برسرمان آمده حقمان است. (باز هم کفايت سياست و تعقل در شيوه مديريت پيروز است)
گرچه سخت است، اما توجه کنيد، درست تشخيص دهيد که کدام يک از اين افراد، چگونه وقت صرف خواهند کرد و شيوه عملکردشان چگونه خواهد بود.
4- اقتدار: از ويژگي هاي بارز يک مدير اقدار وي در تصميم گيري و مديريت مشکلات است. اين مسئله بايد با تفکر و تعقل، استفاده از مشورت با ديگران منجر به تصميمات قاطع و به موقع شود. متاسفانه در دولت فعلي فقط قاطعيت (بدون عاقبت سنجي) آن را داشتيم و بارها شاهد برگشتن از تصميمات يا تغيير آنها بوديم. ايا اين به جايگاه و و منزلت اين مقام و وجه اين ملت و مملکت صدمه نمي زند. اين به آن معنا نيست که دولت هاي قبلي را تاييد مي کنم. در کل دوران خاتمي شعار رسيدن به بلوغ سياسي براي رسيدن به بلوغ اقتصادي بود. البته براي بخش اول ايشان موفق عمل کرد ولي بايد فکرش را مي کرد که چقدر زمان دارد و آيا مي تواند به بخش دوم هم بپردازد. اين عادت دولت مردان اين مرزو بوم است که هرکدام مي آيد هرآنچه قبلي رشته، پنبه مي کنند. ما به يک مقتدر با کفايت توام سياسي و عقلي نياز داريم. البته اين ناگفته نماند که با همين توضيح اگر دولت تغيير کند حداقل يک سال تنش و تلاطم و شايد پسرفت خواهيم داشت ولي معني آن اين نيست که اگر دولت تثبيت شود ايا بيکفايتي مديريتي و سياستي خود را هرچند در پس پرده خواهد پذيرفت و براي بهبود آن فکري خواهد کرد يا خير. اينجانب اگر حتي در ظاهر همچنين پذيرشي را مشاهده مي کردم لحظه يي در راي به تثبيت دولت فعلي شک نمي کردم، اما اکنون بايد بيشتر فکر کنم.
5- مسايل پشت پرده: در هر کشوري اندازه و ميزان و حتي روشهاي هزينه کرد بودجه يي که براي مسايل نظامي، سياست خارجي و امنيت بين المللي غير مستقيم هزينه مي شود، فوق سري به شمار مي رود. هزينه کرد ايران براي حزب اخوان المسلمين مصر، حزب ا... لبنان و خيلي از جاهاي ديگر از اين دست است. هر کشور ديگري براي تامين مناسبات سياسي و يارگيري در سطح جهان دست به اين کار مي زند. اين موضوع را از سوي بسياري از کشورهاي ديگر مي بينيد و شايد بگوييد به آنها چه ربطي دارد که اينجا هزينه ميکنند يا جنگ راه مي اندازند. ايران خودمان هم بعضي جاها جنگ راه مي اندازد. اين اشتباه دولت مردان بوده است که آمار و ارقام اين موضوع را با محاسبات بودجه يي مملکت و آنچه عموم بايد بدانند مخلوط کرده اند و به عنوان خوراک اطلاعاتي خوراک ما مي کنند. شايد هم سياستي هدايت شده پشت موضوع باشد. ولي يک اشتباه و عجولانه برخورد کردن دولت فعلي در برخورد علني با اين موضوعات بوده است که باعث تنزل جايگاه ايران در سطح جهاني شده است. در هر صورت بايد آگاه باشيد تا با اطلاعاتي که گاها هدف دار پخش مي شوند همراه با جريان هاي از قبل تعريف شده از مسير اصلي خارج نشويم و اين مسئله هوشياري کامل شما را طلب مي کند.
6- واقعيت هاي جامعه: من و شما چرا بايد بازي اين شکلک ها و عدد سازي ها را بخوريم. ما که جامعه و وضعيت آن را ميبينيم. جاي بسي تاسف است که هم اين طرفي ها و آن طرفي ها بعضي الفاظ را برمي دارند و با عناوين ناقص، بعضي آمارها را مي دهند، آدم بايد به چه چيزي شک نکند. ما تورم نقطه ي، تورم ميانگين، تورم نسبي و نرخ رشد تورم داريم که با هم متفاوت هستند. اين که در يک جلسه روي کاغذ نشان مي دهند کدام است و آيا با عنوان آن مطابقت دارد يا خير، بعدا گندش در مي آيد البته براي ماها که معمولا ميرويم ته و تويش را در مي آوريم. متاسفانه عامه که اصلا از تعريف آن هم بي اطلاعند و حتي نمي دانند رابطه آن با گراني و پويايي اقتصادي چيست، اين حرف ها عوام فريبي است که همه به آن متوسل شده اند. جالبتر اينکه آنقدر پررويي به خرج مي دهند که وقتي مي فهمند که موضوع شفاف شده دريغ از يک معذرت خواهي. به اين مسايل اهميتي نمي دهم ولي آنچه برايم بيشتر اهميت دارد اين است که به عنوان عضوي از مملکي که در دنيا به سطح هوشياري و فهم ادراکي بالا مشهور است، به شعور من توهين شود و فرض شود چيزي نمي فهمم. بسيارند کساني که مي فهمند و بيطرف هم هستند و براي ما يا ديگران توضيح مي دهند. سعي کنيم بهتر ميزان خطر اين وضعيت را درک کنيم و به تحليل خود عمق بيشتري بدهيم.
7- جايگاه اجتماعي: زماني که در مقطع کارشناسي 13 سال پيش درس ريشه هاي انقلاب اسلامي را مي گذارندم، استاد جالبي داشتم. مهمترين مشکل انقلاب را تعلل در ايجاد و باز تعريف جايگاه و موقعيت اجتماعي براي اقشار مختلف جامعه مي خواند. خداوند نگهدارش باشد انساني فرهيخته بود. از آن زمان چشم دوخته ام و منتظر که شايد کسي در اين راه قدمي بردارد ولي تا کنون خبري نشده است. منظورم را شفافتر مي گويم. در همه کشورهاي بالنده با ساختاري شفاف از لحاظ اجتماعي، مشخص است که اگر شما استاد دانشگاه شديد يا معلم يا راننده کاميون يا نانوا يا... موقيعيت اجتماعي، برخورداري اقتصادي، احترام نسبي به صورت حدودي براي مشخص است و تغيير اندکي براساس تلاش و شايستگي شما در آن ايجاد خواهد شد. در ايران نداريم آنچه در محاسبه شاخص هايي چون ضريب جيني تاثير قابل توجه دارد. متاسفانه در دولت فعلي ساختار شکني هاي گسترده همان تعاريف محض اقضاي شرايط ايجاد شده را نيز از بين برد. اميد وار بودم در بين اين ساختار شکني ها تعاريفي جديد هم پديدار شود ولي دريغ که به حال خودش رها شد. در ميان برنامه هاي کنديدا ها بگرديد ببينيد کسي آمده براي شما لااقل تعريف کند، براي شما چه جايگاهي به عنوان يک زن يا مرد، مهندس، کارمند بخش خصوصي و ... تعريف کند. بدبختي ما از اين است که چون اين کار سخت است و لازمه اجراي تعاريف آن قوانين نظارتي کنترلي شفاف است و خيلي ها از شفافيت خوششان نمي آيد و بعضي ها قانون گريزاند بعضي هم اعتقادي به نظارت و کنترل ندارند و آن را دست و پا گير مي دانند، شايد به جايي نرسيم ولي در برنامه بعضي از کانديداها کور سوي اميدي هست.
فرصت کم بود، نتوانستم بيشتر بنويسم، در پايان باز هم شما را به هوشياري و تحليل دعوت مي کنم و يادآور مي شوم، تبيين و تشريح آنچه را قبول کرده ايم براي عامه مردم بر ما واجب است. در شرايط فعلي شرکت در انتخابات يک واجب عقلي است.
به اميد داشتنن ايراني آباد و بالنده و محيطي مناسب براي زندگي آينده ما و فرزندان مان.
فرامرز کلانتري
19/3/88

۱۳۸۸/۰۳/۱۸

تقلید یاهو از احمدی نژاد!

در پی ارائه آمار خدمات دولت نهم ازسوی رئیس جمهور آن، بخش میل یاهو با تشخیص تأثیرگذار بودن اینگونه آمار ساختگی، اقدام به تغییر صفحه ابتدایی خود کرد:


حال انتخاب با شماست... یاهو، جی میل یا لایو میل؟