۱۳۸۹/۰۳/۱۳

آن روزها...

آن روزها اگر همه چی آروم نبود ولی همه چی که داغون نبود. اگه ما خوشبخت نبودیم ولی بد بخت که نبودیم. آن روزها، منظورم روزهایی است که به جرات می تونم بگم طی سی سال گذشته هیچ ایرانی غیور و وطن پرستی ندیده بود. روزهایی که یک عده برای فردای بهتر، برخی برای تغییر و افرادی در پی سازندگی ایران بودند. کشورمان ملکی شده بود که مردمانش همه در تکاپو و جنب و جوش و در پی ایرانی آزاد و سر بلند بودند.  آن روزها حرف زدن و انتقاد کردن از دولت آن هم در میدان ولیعصر ودر حضور تمام آحاد مردم جرم نبود. آن روزها جمع شدن انسانهای متفکر و اندیشمند و بحث در مورد ایران، مردم و تغییر به عنوان بر اندازی نظام محسوب نمی شد. آن روزها نخست وزیر خمینی هنوز به سران فتنه ملحق نشده بود. آن روزها رنگ سبز هنوز به نشانه وطن فروشی نبود. آن روزها مردم از V دو نوع سبز اموی و علوی تقسیم نشده بود. و تازه نشانه خیانت نبود.
آن روزها نیروهای امنیتی هراس نداشتند. آن روزها جوان 16 ساله ای که هنوز تازه پشت لبش سبز شده بود، فقط به خاطر داشتن وسیله‌ای به نام باتوم حافظ جان، مال و ناموس مردم نبود. آن روزها احمدی‌نژاد فردی بود که شاید برخی اوقات اشتباه می کرد و در جایگاه انتقاد قرار می گرفت. آن روزها هنوز هیتلر رویش سفید نشده بود. آن روزها خیابان آزادی به رنگ سرخ خون جوانان ایرانی آغشته نشده بود. آن روزها شبهای گرم تابستان، خیابانهای تهران دیدنی بود.همه مردم همرنگ بودند. همه سبز، سبز، سبز بودن. آن روزها مردم دروغ را ممنوع کرده بودند. آن روزها هنوز کسی دزدی نکرده بود. آن روزها هنوز هاله نور به جان مردم نیافتاده بود.آن روزها ننه جون مهدی خیلی چیزها را نفهمیده بود. آن روزها سهراب تست کنکور می زد، خلاصه هایی که در طول سال نوشته بود را می خواند. و شبها با فکر حضور در دانشگاه آرام می گرفت. آن روزها صدای ساز ندا آرامش بخش پدر و همسرش بود. او هم در فکر شروع زندگی آرام و سبز بود. آن روزها مردم با شنیدن نام کهریزک به یاد سالمندانی که مورد ناملایمات فرزندانشان قرار گرفته اند می افتادند. نه... آن روزها هیچ گازی چشم مردم را نمی سوزاند. آن روزها هیچ دختر آزاده ای گوشه نشین و افسرده نشده بود. آن روزها آزادی در ایران هنوز مطلق نشده بود. آن روزها هنوز پل حافظ شاهد پرت شدن انسانهای آزادیخواه به پایین نبود.  آن روزها مردم، تمام آحاد ملت بودند. آن روزها مردم معنی عدالت علی را نمی دانستند. آن روزها مردم نمی دانستند دانشجویی که به چند سال حبس و حتی اعدام محکوم شده، جرمش طلب آزادی از دیکتاتورهایی است که خود را عادل ترین مردم روی زمین می دانند. آن روزها، آن روزها و شاید به قول فرهاد آن روزها غم بود ولی کم بود.
امضاء، محفوظ

هیچ نظری موجود نیست:

پست کردن نظر